X
تبلیغات
سفر

سفر
همیشه در دنیا مسافر باش و رهگذر‌  
باز هم باران…

خیس آبم من هنوز.....

من در این باران خسته پی چیزی هستم.....

پی آبی شاید.... پی رودی... پی چشمه ی زلالی....

زنده ام من در تمام لحظه ها... در شادی ها .... در غم ها....

خسته ام اما هنوز هم زنده ام.....

نفسی گرم به سینه دارم.... من هنوز هم زنده ام....

پس هنوز هم زندگی باید کرد....

شادی و عشق در کنار هم باید کرد....

به امید روزی که همه از غم هستی برهیم

 

 


ادامه مطلب
[ پنجشنبه نوزدهم دی 1392 ] [ 13:3 ] [ مسافر ] [ ]
سلام دوستان
 
 
مردم می گویند،
 
” آدم های خوب را پیدا کنید و بدها را رها کنید.”
 
اما باید اینگونه باشد،
 
” خوبی را در آدم ها پیدا کنید و بدی آن ها را نادیده بگیرید. ”
 
 
هیچ کس کامل نیست

ادامه مطلب
[ دوشنبه پانزدهم مهر 1392 ] [ 21:20 ] [ مسافر ] [ ]
سلام دوستان

برای خودت یک خلوت دست نیافتنی داشته باش


گاهی باید خیلی از اتفاقات را


فقط با خودت در میان بگذاری


ادامه مطلب
[ سه شنبه نهم مهر 1392 ] [ 20:57 ] [ مسافر ] [ ]
سلام دوستان

 

چو غلام آفتابم هم از آفتاب گویم             نه شبم نه شب پرستم ، که حدیث خواب گویم

چو رسول آفتابم بطریق ترجمانی             پنهان ازو بپرسم ، به شما جواب گویم


ادامه مطلب
[ شنبه سی ام شهریور 1392 ] [ 14:20 ] [ مسافر ] [ ]
سلام دوستان

به رفتن تو سفر نه ، فرار می گویند                                       

                                  به این طریقه ی بازی قمار می گویند

اولین باری بود که می خواستم برم تبریز و هیچ وقت استان آذربایجان را ندیده بودم.

سفر پر بار و مفیدی بود واز همه چیز بیشتر تمیزبودن این شهر ها جلب توجه می کرد و تعصبی که روی

زبانشان داشتند و گاهی اگر فارسی هم می توانستند صحبت کنند ترجیح می دادند به زبان آذری صحبت کنند تا

اگر کسی آذری می داند او مخاطبشان باشد.

 

 


ادامه مطلب
[ پنجشنبه چهاردهم شهریور 1392 ] [ 13:57 ] [ مسافر ] [ ]
سلام دوستان

سنگ ها

با خستگی من صبوری میکنند

 آنگاه که باد

 تنه برقامتم میزندو

ابتلای ابر

رجعت باران رابشارت میدهد.

پله پله تنهایی کوه آوار میشود

درصعودی که ازانعکاس گریز

 نشان می گیرد.

ترسیمی عریان ازمعنای هستی

 وقتی که غایله راه واوج از پندار اراده

 سربرمی آورد.  

قله

 تکاپویی است به فهم دوباره انسان

 که سخت ناپیداست.

برگرفته از گروه پوما


ادامه مطلب
[ یکشنبه سوم شهریور 1392 ] [ 21:53 ] [ مسافر ] [ ]
سلام دوستان

كوهستان خاموش بود 

و دره ها در پیچ و تاب رسیدن به پائین دست...

     *                                                       

یالهای بی عبور 

نوازش های هیچ نسیمی را  بر خود

 احساس نمی كردند 

و سكوت را 

 تنها صدای گامهای من بود

 که می شكست 

من به قله فكر میكردم 

و به لبخند برفهایی

 كه بر شانه هایش آب می شدند

***

و فکر میکردم که آن هنگام

آیا 

كوه تنها تر بود

 یا من ؟ 

اما هر دو با هم بودیم 

و این چه  حس خوبی داشت

درست مثل تمام آن روزهایی 

كه من

 در میان همهمه های  دوستانم 

 تنها بودم 

                                       و به قله فكر میكردم

برگرفته از نشاط کوهستان


ادامه مطلب
[ شنبه بیست و ششم مرداد 1392 ] [ 21:35 ] [ مسافر ] [ ]
سلام دوستان

یه خونه تکانی برای وبلاگم لازم بود.

 

[ پنجشنبه هفدهم مرداد 1392 ] [ 13:18 ] [ مسافر ] [ ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ
پيوندهای روزانه
امکانات وب