تبليغاتX

ترانه


ترانه

اگه یه روز بری سفر...

سلام دوستان

اربعین حسینی را به همه عزاداران واقعی آن امام تسلیت می گویم.

داشتم فکر می کردم که واقعا" اگر آدمها به مفهوم اصلی وقایعی که اتفاق افتاده فکر می کردند دیگه هیچ

 ظلم و بی عدالتی اتفاق نمی افتاد.

تلویزیون تصاویر عزاداری را مستقیم از کربلا پخش می کرد و کسانی را نشان می داد که با پای پیاده رفته

 بودند کربلا و چقدر با عشق و محکم در این موردصحبت می کردند و جوانهایی را نشان می داد که سینه

می زدند و زنجیر و .. .

یک لحظه فکر کردم کاش این دوربین فردای عزاداری تک تک این آدمها را هم ضبط می کرد و نشون می

داد .

آیا همشون پیرو راه امام حسین هستند ؟

آیا آنها هم حاضرند از جونشون به خاطر حفظ دینشون بگذرند؟

هیچی بدتر از این نیست که با چشمهای خودت ببینی حتی برای خرج دادن غذای  امام حسین یکی

داره سر یکی دیگه رو کلاه می گذاره.

و یه عالمه سئوالات دیگه که برای هیچ کدومشون جوابی نداشتم.

نمی دونم بازم باید رفت بین جماعتی که همش ریا می کنند و دلشون می خواهد اسمشون سر زبانها

 باشه

 که حاجی ....داره خرج می ده و هیات ....هم امشب مهمونشونه و بعد می بینی فردای آن روز آشپز 

 بدبخت بیچاره که برای یه لقمه نون محتاجه  می آید دنبال گرفتن پولش و حاجی .... نمی ده .

 بهش می گه باید در راه رضای خدا می پختی و برو .

حالا به نظر شما آن غذاها خوردن دارند؟

نمی گم همه این جوریند ولی کاشکی اول درس این حماسه ها را یاد می گرفتیم و بعد براشون عزاداری

 می کردیم.

                              ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

                                            ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

                                                   

فرشتگان از خدا پرسیدن: خدایا تو که بشر رو انقدر دوست داری چرا غم را آفریدی ؟ خدا گفت : غم را به

خاطر خودم آفریدم چون این مخلوقه من تا غمگین نباشه به یاد خالقش نمی افته.

موفق باشید.

 

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم دی 1390ساعت 17:33 توسط مه لقا| |

سلام دوستان

روز هشتم دی ماه برنامه رکاب زدن داشتیم و با توجه به تجربه هفته قبل ترجیح

دادیم یه جایی توی پیست رکاب بزنیم و رفتیم بوستان ولایت از خیلی ها شنیده بودیم

 که آنجا پارک بزرگی است و پیست دوچرخه هم داردو برای همین رفتیم آنجا تا

 از نزدیک پیست را ببینیم و اگر خوب بود آنجا را برای تمریناتمون انتخاب کنیم .

نا گفته نماند که مسیر پر ترافیکی بود که داخل پرانتز باید بگم دیگه هیچ ساعت و

 محلی نیست که از ترافیک در امان مونده باشه وما هر کجا که می خواستیم بریم

 باید ترافیک را هم در نظر بگیریم و  بالاخره بعد از یک ساعت رسیدیم .

پیست حدود پنج کیلومترو نیم بود و البته همه مسیر صاف بو د و بعد از دو دور

رکاب زدن حوصلمون سر رفت و هنوز غرفه های مربوط به پارک باز نشده بود

 و یا شایدم آن ساعتی که ما بودیم خبری نبود .

بوستان ولایت برای پیاده روی جای خوبی بود چون مسیر بدون سربالایی و

 سرازیری بود و یا برای اسکیت هم جای خوبی بود وما بعد از یه کم استراحت

برگشتیم.

برای جمعه 9 دی ماه برنامه کوه داشتیم ولی به دلیل آلودگی هوا فدراسیون اعلام

 کرده بود که بهتره کسی کوه نره و ما روز جمعه را هم برنامه رکاب زدن

گذاشتیم .

این دفعه پیست چیتگر را انتخاب کردیم و وقتی رفتیم توی پارک هنوز به پیست

 

 نرسیده بودیم که یکی از بندهای باربندمون پاره شد و مجبور شدیم دوچرخه ها

را یکی یکی ببریم و ماشینو پارک کردیم و رفتیم وارد پیست شدیم .

اول خیلی خلوت بود ولی نزدیک ساعت 9 دیگه شلوغ شده بود و آدمهای متفاوتی

 توی پیست بودند از بچه های کوچیک گرفته که در جهت خلاف پیست رکاب می

زدند و کسی هم بهشون تذکر نمی داد و یه چیز جالب آقایی میانسال بود که سوار

 یه دوچرخه دو نفره بود در حالیکه با صدای بلند موسیقی گوش می داد و

میرقصید رکاب می زد وخیلی ها هم گروهی آمده بودند.

ما دو دور پیست اصلی را رکاب زدیم ویک دور هم پیست سرعت را رکاب زدیم

و در بین مسیر هم چندتایی عکس یادگاری گرفتیم.

بعد هم خوراکی هایی را که آورده بودیم را خوردیم و ساعت حدود یک بود که به

 خاطر درست کردن باربند مجبور شدیم برگردیم و بریم سمت میدان منیریه و

آنجا باربند را درست کردند که برای برنامه های بعدی دیگه مشکلی نداشته باشیم.

 موفق باشید

نوشته شده در سه شنبه بیستم دی 1390ساعت 22:6 توسط مه لقا| |

سلام دوستان:

 

 

روز پنج شنبه یکم دی ماه قرار بود به ا تفاق خانم ترابی (مهسا) و مریم

بریم برای رکاب زدن و چون می

خواستیم  یک سری از تجهیزات دوچرخه را تهیه کنیم و دوچرخه ها را هم

یک سرویس بکنیم مسیر

میدان انقلاب به سمت منیریه را رکاب زدیم .

مسیر شلوغ و پر رفت و آمدی بود و برای خیلی ها هم جالب بود ولی

متاسفانه هوا خیلی آلوده بود و

مجبور بودیم که زود برگردیم و تصمیم گرفتیم برای تمرینات بعدی حتما" یک

 پیست را انتخاب کنیم.

برای دوم دی ماه برناممون رفتن به ایستگاه پنجم توچال بود .

صبح ساعت 6 بیدار شدیم و آماده حرکت شدیم توی راه خیابون خیلی

شلوغ بود و تعجب کرده بودیم که

 چرا همه صبح زود آمدن بیرون که وقتی برای گرفتن پول از عابر بانک

ایستاده بودیم چندین نفر  ازمون

ادرس

دانشگاه را پرسیدند تازه فهمیدیم که روز برگزاری امتحان کنکور بوده و به

 همین علت خیابونها شلوغ بود و

تازه  ساعت 7 پایین کوه بودیم .

ابتدای راه هوا خوب بود البته ابر بود ولی خبری ازباد و  باران نبود و تا

ایستگاه دو را رفتیم

 و به ایستگاه که رسیدیم باد شدیدی می وزید به طوری که هر چیزی را

 روی میز می گذاشتیم باد آن را

 می برد و توی آن سرما باید حواسمون به لیوان چای و نان و پنیری که برای

 صبحانه گذاشته بودیم روی

میز می بود و گرنه باد همه را می برد.-

بعد از یه استراحت کوتاه به سمت ایستگاه پنج راه افتادیم در طول مسیر

تقریبا" همه جا روی زمین برف

 بود و باید از یخ شکن استفاده می کردیم و باد شدیدی می وزید

 وتقریباحدود ساعت یک به ایستگاه پنج

 رسیدیم.

  نهارمونو آماده کردیم وخوردیم تقریبا"چهره همه کسانی که آنجا بودند

خسته بود و گرسنه و هر کسی

توی حال و هوای خودش بود و بیشتر توی فکر اینکه زودتر نهار را بخورند و

برگردند که به تاریکی شب

 برخورد نکنند.

ما هم بعد از خوردن نهار آماده حرکت شدیم مسیر برگشت را تقریبا"

دویدیم .باید خیلی سریع برمی

گشتیم و دیگه وقتی به ایستگاه دو هم رسیدیم توقفی نداشتیم و موقع

 اذان بود که رسیدیم پایین کوه.

تجربه خوبی بود .

همیشه توی زمستون با تله رفته بودم بالاو این اولین باری بود که این جوری

 میرفتم کوه .

موفق باشید

 

 

 

نوشته شده در شنبه هفدهم دی 1390ساعت 18:42 توسط مه لقا| |

 

سلام دوستان:

 

آموخته ام که : زندگی را از طبیعت بیاموزم ، مثل ابر با کرامت باشم .

 چون بید متواضع باشم ، چون سرو ، راست قامت، مثل صنوبر ،

صبور ، مثل بلوط مقاوم ،مثل خورشید با سخاوت و مثل رود ،

روان. 

 

نوشته شده در شنبه دهم دی 1390ساعت 21:46 توسط مه لقا| |

سلام دوستان

سرزنش کردن و اعتبار دادن دو طرف مخالف  یک وجود

 هستند.اگر بخواهیم دیگران را برای بد شانسی ها و

مشکلاتمان سرزنش کنیم شاید برای موفقیت ها و

پیشرفتهایمان نیز باید به آنها اعتبار بدهیم.

همچنین آزادی و مسئولیت نیز در دو سوی همین مفهوم

 قرار دارند.شما نمی توانید یکی را بدون دیگری داشته

 باشید.

موفق باشید

نوشته شده در شنبه بیست و ششم آذر 1390ساعت 18:54 توسط مه لقا| |

سلام دوستان

عزاداری هاتون قبول باشه

به یاد داشته باشید  تفاوت بین احمق و عاقل در این

نیست که فرد عاقل اشتباه نمی کند بلکه تفاوت در این

 است که فرد عاقل به جای اینکه به خود بگوید بابت

 انجام چنین اشتباهاتی احمق است از اشتباهاتش می

 آموزد.

به احتمال زیاد این درست است که بیشتر افراد موفق از

دیگران بیشتر شکست خورده اند چون آنها موارد بیشتری

 را امتحان  کرده اند.

موفق باشید

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 18:58 توسط مه لقا| |

سلام دوستان

 

مردم به همان اندازه خوشبخت اند که خودشان تصمیم

میگیرند. خوشبختی به سراغ کسی میرود که فرصت

 اندیشیدن در مورد بدبختی را نداشته باشد.

 

نوشته شده در سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 22:58 توسط مه لقا| |

سلام دوستان

یادت باشد:

یک بار بیشتر زندگی نمی کنی اما اگر همین یک بار را به درستی زندگی

 کنی ، کافیست!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اگه سه تا آرزو داشته باشید و هر سه تاشون براتون به یه اندازه مهم باشند

 و قرار باشه فقط یکیشو انتخاب کنید چه جوری یکیشو انتخاب می کنید؟

و تازه بدونید که با انتخاب یکی دو تای دیگرو باید کلا" از ذهنتون بیرون کنید؟

۱- قرعه کشی می کنیم

۲- هر سه تا را از ذهنمون بیرون می کنیم

دوست دارم نظراتتون بدونم.

موفق باشید

نوشته شده در جمعه چهارم آذر 1390ساعت 19:25 توسط مه لقا| |

سلام دوستان

وای چه هوایی شده بود .

اصلا"قابل تصورنبود

توی پاییز برف بیاد اونم اینقدر سنگین .

ولی خیلی خوب بود .

داشتم ایمیلهامو چک می کردم  دیدم این مطلب بد نیست توی پستم باشه .

بخونید ببینیم نیمه گمشدتونو پیدا کردید و از دستش دادید یا هنوز پیداش نکردید یا شایدم دارید در

کنارش بهترین لحظات زندگیتونو سپری می کنید؟


 واقعیت ها درمورد نیمه گم شده زندگی

قصد داریم واقعیت‌های مربوط به تجربیات شما از نیمه گمشده زندگیتان را در اختیارتان قرار دهیم.

امیدواریم پس از خواندن از مطلب، بفهمید که نیمه گمشده واقعاً یعنی چه و بتوانید از این اطلاعات برای

یافتن شادی و خوشبختی در روابطتان استفاده کنید.  

 

♥ واقعیت 1:

برخلاف آنچه از کودکی به شما قبولانده‌اند، شما بیش از یک نیمه گمشده دارید.

♥ واقعیت 2:

شما برای شاد بودن به نیمه گمشده‌تان نیاز ندارید.

♥ واقعیت 3:

قبل از اینکه اجازه دهید کسی دوستتان بدارد، باید اول یاد بگیرید که چطور موجبات شادی خودتان را فراهم کنید.

♥ واقعیت 4:

نیمه گمشده برای رسیدن به تعادل وارد زندگی ما می‌شوند.

♥ واقعیت 5:

نیمه گمشده برای کمک به ما برای پیدا کردن خودِ درونیمان وارد زندگی ما می‌شوند.

♥ واقعیت 6:

نیمه گمشده بین جنسیت‌ها، ملیت‌ها، مذاهب یا دیدگاه‌های سیاسی مختلف تبعیضی قائل نیستند.

♥ واقعیت 7:

نیمه گمشده شما ممکن است همانی باشد که درست کنار گوشتان خوابیده است.

♥ واقعیت 8:

دلیلش این است که عشق به شکل‌ها و اندازه‌های مختلف می‌آید.

♥ واقعیت 9:

ارتباط شما با نیمه گمشده‌تان به خصوصیات ظاهری متکی نیست.  مهم نیست که چه ظاهری داشته

باشند، مهم درون آنهاست که پیوند شما را مستحکم می‌کند.

♥ واقعیت 10:

ظاهر انسان‌ها فقط یک پوسته است و نیمه گمشده شما درون این پوسته خوابیده است. وضعیت

 ظاهری شما DNA شماست؛ همان چیزی که پدر و مادرتان موقع تولد به شما بخشیده‌اند. اما هیچ

 ارتباطی با خودِ روحانی و معنوی شما ندارد. و با کمک این خود است که نیمه گمشده‌تان را می‌یابید.

♥ واقعیت 11:

وقتی برای اولین بار نیمه گمشده‌مان را می‌بینیم، جاذبه‌ای فوری به او حس خواهید کرد.

♥ واقعیت 12:

این یک جاذبه روحانی است که دو روح را به هم متصل می‌کند.

♥ واقعیت 13:

با روی آوردن به خودی درونیتان، فوراً نیمه گمشده‌تان را تشخیص خواهید داد.

♥ واقعیت 14:

نیمه گمشده به دلایل مشخص وارد زندگی ما می‌شود.

♥ واقعیت 15:

نیمه گمشده برای تحسین ما وارد زندگیمان می‌شود.

♥ واقعیت 16:

نیمه گمشده برای کامل کردن ما وارد زندگیمان می‌شود.

♥ واقعیت 17:

نیمه‌ گمشده انواع مختلف دارد و آنها را می‌توان به سه دسته اصلی تقسیم کرد.

♥ واقعیت 18:

این سه دسته‌بندی از این قرارند: کارما، همراه و دوقلو.

♥ واقعیت 19:

حتی ممکن است یک گروه چهارمی هم باشد که شریک گروهی نامیده می‌شود.

♥ واقعیت 20:

نیمه گمشده کارما به زندگی شما می‌آید تا کمکتان کند مشکلی را حل کنید یا شما به او کمک کنید

 مشکلی را حل کند.

♥ واقعیت 21:

نیمه گمشده کارما ممکن است همکار، یکدوست نزدیک یا یکی ازاعضای خانواده شما باشد.

♥ واقعیت 22:

نیمه گمشده کارما ممکن است حتی حیوان خانگی شما باشد که ارتباطی روحانی با او برقرار کرده‌اید.

♥ واقعیت 23:

نیمه گمشده کارما یکی از متداولترین نوع روابط است و ممکن است در طول زندگی چندین مورد از آن را

داشته باشید.

♥ واقعیت 24:

بین دو شریک کارما معمولاً هیچ رابطه جنسی وجود ندارد.

♥ واقعیت 25:

نیمه گمشده همراه کسی است که برای صمیمیت و بچه‌دار شدن به زندگی شما پا می‌گذارد.

♥ واقعیت 26:

این نیمه گمشده کسی است که نهایتاً یا با او ازدواج می‌کنید و یا تا پایان عمر یک رابطه معنوی با او

دارید.

♥ واقعیت 27:

اما نیمه گمشده همراه قرار نیست که تا پایان عمر کنار شما باشد و احتمال طلاق وجود دارد.

♥ واقعیت 28:

نیمه گمشده همراه به دلیلی وارد زندگی شما شده است و یکی از این دلایل رشد فردی شماست.

♥ واقعیت 29:

برخلاف نیمه گمشده کارما و دوقلو، رابطه نیمه همراه مستلزم تلاش بیشتر از هر دو جانب است تا

رابطه‌ای سالم و دوست‌داشتنی ایجاد شود.

♥ واقعیت 30:

حتی اگر شما و نیمه همراهتان از هم جدا شوید، او هیچوقت به طور کامل از زندگی شما بیرون نخواهد رفت.

♥ واقعیت 31:

سومین گروه نیمه دوقلو است که بیشترین هواخواه را دارد.

♥ واقعیت 32:

نیمه دوقلو هم به دلیلی مشخص وارد زندگی شما می‌شود.

♥ واقعیت 33:

شما نیمه دوقلویتان را طوری تشخیص می‌دهید که انگار او را همه عمر می‌شناخته‌اید.

♥ واقعیت 34:

نیمه دوقلو همتای الهی شماست.

♥ واقعیت 35:

روح همتای دوقلو منعکس‌کننده روح شماست، آن را شناخته و با آن پیوند می‌خورد.

♥ واقعیت 36:

هیچکس نمی‌تواند شما را از همراه دوقلویتان جدا کند.

♥ واقعیت 37:

اما اگر زمان مناسب نباشد، ممکن است همراه دوقلویتان شما را ترک کند و بعدها در یک زمان دیگر

برگردد. اما این پیوند هیچوقت شکسته نمی‌شود.

♥ واقعیت 38:

مهمترین و متداولترین عامل پیوند نخوردن با نیمه دوقلو در یک زمان این واقعیت است که هر دو طرف یا

یکی از آنها در یک رابطه متعهد هستند.

♥ واقعیت 39:

اما اگر زمان مناسب باشد و هر دو طرف قوی باشند، رابطه با نیمه دوقلو شکل خواهد گرفت.

♥ واقعیت 40:

مهم نیست که کدام دسته از این نیمه‌های گمشده وارد زندگی شما می‌شوند، مسئله مهم این است

که هرکدام از آنها به دلیلی می‌آیند و هیچیک مهمتر از دیگری نیست زیرا همه آنها باعث می‌شوند

بتوانیم خودِ والاترمان را پیدا کنیم.

♥ واقعیت 41:

مهم نیست که چه نوع نیمه گمشده‌ای وارد زندگی شما شود، همه آنها به دلیلی در زندگیتان هستند و

معمولاً مهمتر از بقیه هستند زیرا کمکمان می‌کنند به خودِ والاترمان برسیم.

♥ واقعیت 42:

همه ما در زندگی ماموریتی داریم و این به خودمان بستگی دارد که آن ماموریت را پیدا کنیم. نیمه

گمشده ما می‌تواند برای رسیدن به آن کمکمان کند.

♥ واقعیت 43:

بعضی‌اوقات نیمه گمشده ما به این دلیل وارد زندگیمان می‌شوند که مشکلی را باید حل کنیم.

♥ واقعیت 44:

اما برای اینکه بتوانیم نیمه گمشده‌مان را پیدا کنیم، باید از درون کامل باشیم. به این معنی نیست که ما

 نیاز یا مشکلی نداریم. معنی آن این است که می‌دانیم از زندگی چه می‌خواهیم و برای رسیدن به آن

هدف تلاش می‌کنیم. نیمه گمشده‌مان ما را در این راه همراهی می‌کند.

♥ واقعیت 45:

نیمه گمشده کسی است که کمکتان می‌کند از نظر معنوی و روحانی رشد کنید تا بتوانید در زندگی به

تعادل برسید.

♥ واقعیت 46:

می‌دانید که به این دلیل با نیمه گمشده‌تان ملاقات کرده‌اید که در سطحی کاملاً متفاوت با کسانی که

قبلاً دیده‌اید با او ارتباط برقرار کرده‌اید.

♥ واقعیت 47:

نمی‌توانید پیوند با نیمه گمشده‌تان را به اجبار ایجاد کنید. این پیوند یا خودبه‌خود ایجاد می‌شود یا نمی‌شود.

♥ واقعیت 48:

اگر بخواهید به اجبار اینکار را بکنید، راه معنوی شما به سمت یافتن خودِ درونیتان برهم می‌خورد و ظاهر

 رابطه با مشکلاتی روبه‌رو خواهد شد.

♥ واقعیت 49:

اگر از یافتن نیمه گمشده‌تان دلسرد و ناامید شده‌ باشید، هیچوقت این اتفاق نخواهد افتاد.

♥ واقعیت 50:

اگر برای برآوردن نیازهایتان به دنبال نیمه گمشده‌تان هستید، این اتفاق نمی‌افتد.

♥ واقعیت 51:

یک نفر خاص نیست که نیمه گمشده شما باشد. شما نیمه‌های گمشده مختلفی دارید و هرکدام برای

 وارد شدن به زندگی شما دلیل خاصی دارند.

♥ واقعیت 52:

حتی می‌توانید در اینترنت هم با نیمه گمشده‌تان آشنا شوید. اما درمورد این رویکرد کمی مراقب باشید.

♥ واقعیت 53:

دلیل آن؟ تنها راه درست برای تشخیص نیمه گمشده‌تان از طریق آشنایی و شناخت است.

♥ واقعیت 54:

نیمه گمشده‌تان شما را در پروژه‌ها و مسئولیت‌های مختلفی که در آن شرکت دارید ترغیب می‌کند.

♥ واقعیت 55:

نیمه گمشده‌تان شما را همانگونه که هستید می‌پذیرد.

♥ واقعیت 56:

نیمه گمشده‌تان در مواقع ناراحتی از شما مراقبت می‌کند و وقتی موفق می‌شوید تحسینتان می‌کند.

♥ واقعیت 57:

نیمه گمشده شما بهترین دوستتان است.

♥ واقعیت 58:

شما با نیمه گمشده‌تان مکالماتی خواهید داشت که شب تا صبح طول خواهد کشید. هر دو شما به

حرف‌هایی که طرف‌مقابل می‌زند گوش می‌دهید و انتقاد نمی‌کنید.

♥ واقعیت 59:

در رابطه‌ با نیمه گمشده‌تان باید کارهای مثبت داشته باشید تا رابطه‌تان موفق شود.

♥ واقعیت 60:

اگر خودتان را در شر کارهای بد خلاص نکنید، رابطه‌تان موفق نخواهد بود.

♥ واقعیت 61:

باید به همدیگر احترام بگذارید.

♥ واقعیت 62:

اعتماد یکی از مهمترین خصوصیات رابطه و پیوند.

موفق باشید 

نوشته شده در جمعه بیستم آبان 1390ساعت 10:43 توسط مه لقا| |

 سلام دوستان

It Flows like a raging river

It is a bout being moving and becoming free

It is about love passion and amazement

It runs and Flows

And we must give ourselves Fully To it.

 

زندگی سفریست غریب

جاریست به سان رودی خروشان

بودن است و رفتن و رها شدن

عشق است و شور است و سرگشتگی

روان است و جاری

و خود را باید بدان سپرد

موفق باشید

نوشته شده در شنبه چهاردهم آبان 1390ساعت 21:3 توسط مه لقا| |